اورتریدینگ (Overtrading) یا معامله بیش از حد، زمانی اتفاق میفته که معامله گر بیشتر از ظرفیت استراتژی یا خارج از برنامه معاملاتی خودش معامله کنه. این رفتار معمولا به دلیل ترس از جا موندن از بازار، هیجان، اعتماد به نفس بیش از حد یا تلاش برای جبران ضرر شکل میگیره. اورتریدینگ با افزایش هزینه معاملات، تصمیم های عجولانه و ریسک های کنترل نشده میتونه سرمایه رو به خطر بندازه. مهم ترین راه جلوگیری از اون، داشتن پلن معاملاتی و پایبندی به قوانین ورود و مدیریت ریسکه.
خیلی از معامله گرها تصور میکنن هرچقدر بیشتر معامله کنن، فرصت بیشتری برای سودآوری دارن. اما واقعیت اینه که تعداد معاملات به تنهایی نشونه عملکرد بهتر نیست.
گاهی یک معامله نکردن به موقع، از چند معامله عجولانه ارزشمندتره.
اورتریدینگ چیست و چه زمانی اتفاق میفته؟
اورتریدینگ یعنی معامله کردن بدون دلیل کافی یا خارج از برنامه ای که از قبل برای ورود و خروج تعیین کردید.
فرض کنید استراتژی شما در یک روز فقط دو موقعیت مناسب ایجاد کرده، اما شما ۱۰ معامله انجام میدید؛ چون نمیخواید هیچ حرکت قیمتی رو از دست بدید.
این رفتار میتونه نشونه اورتریدینگ باشه.
البته تعداد زیاد معاملات همیشه مشکل نیست. یک اسکالپر ممکنه در طول روز چندین معامله معتبر انجام بده، در حالی که یک معامله گر دیگه حتی با سه معامله خارج از برنامه هم دچار اورتریدینگ بشه.
پس تفاوت اصلی در تعداد معاملات نیست؛ در کیفیت تصمیم و پایبندی به استراتژیه.
چرا معامله زیاد باعث ضرر میشه؟
اورتریدینگ معمولا از سه مسیر به حساب معاملاتی آسیب میزنه.
افزایش هزینه معاملات
هر معامله ممکنه هزینه هایی مثل اسپرد و کمیسیون داشته باشه.
فرض کنید هزینه متوسط هر معامله ۲ دلار باشه. در ۱۰ معامله، مجموع هزینه ۲۰ دلار میشه؛ اما با ۵۰ معامله، این عدد به ۱۰۰ دلار میرسه.
اگر معاملات اضافه مزیت آماری مشخصی نداشته باشن، همین هزینه ها میتونن سود خالص رو کاهش بدن.
تصمیم گیری احساسی
وقتی مدام دنبال فرصت ورود هستید، ممکنه به تدریج از قوانین خودتون فاصله بگیرید.
برای مثال، در معامله اول همه شرایط ورود رو بررسی میکنید، اما چند معامله بعد صرفا با دیدن یک کندل بزرگ وارد بازار میشید.
اینجا مشکل اصلی، نداشتن کنترل روی تصمیم هاست.
افزایش ریسک حساب
معاملات متعدد، به خصوص وقتی همزمان و در یک جهت انجام بشن، میتونن ریسک کلی حساب رو افزایش بدن.
مثلا چند معامله هم جهت روی جفت ارزهای وابسته به دلار، لزوما چند فرصت مستقل نیستن.
به همین دلیل، علاوه بر ریسک هر معامله باید مجموع ریسک موقعیت های باز رو هم بررسی کرد.
مهم ترین دلایل روانشناختی اورتریدینگ
در بسیاری از موارد، ریشه معامله بیش از حد به رفتار معامله گر برمیگرده، نه پیچیدگی نمودار.
ترس از جا موندن از بازار (FOMO)
وقتی قیمت ناگهان حرکت بزرگی میکنه، ممکنه احساس کنید فرصت سود رو از دست دادید.
همین ترس باعث میشه بدون نقطه ورود مناسب وارد معامله بشید.
انتقام از بازار (Revenge Trading)
بعد از چند ضرر متوالی، بعضی معامله گرها سعی میکنن با معاملات بیشتر یا حجم بالاتر، ضرر قبلی رو جبران کنن.
مشکل اینجاست که هدف از معامله، دیگه استفاده از یک فرصت معتبر نیست؛ بلکه جبران احساس شکست قبلیه.
اعتماد به نفس بیش از حد
اورتریدینگ فقط بعد از ضرر اتفاق نمیفته.
گاهی چند معامله سودده پشت سر هم باعث میشه معامله گر تصور کنه تمام حرکات بازار رو درست پیش بینی میکنه و شروع به نادیده گرفتن قوانین خودش کنه.
نداشتن پلن معاملاتی
وقتی شرایط ورود و خروج مشخص نباشه، تقریبا هر تغییر قیمت میتونه بهانه ای برای باز کردن یک معامله جدید باشه.
از کجا بفهمیم دچار اورتریدینگ شدیم؟
اگر چند مورد از رفتارهای زیر رو دارید، بهتره معاملاتتون رو بررسی کنید:
بعد از هر معامله احساس میکنید باید سریع وارد معامله بعدی بشید.
وقتی بازار حرکت میکنه و معامله ای ندارید، مضطرب میشید.
بعد از ضرر، بدون تحلیل جدید دوباره وارد بازار میشید.
برای جبران ضرر، حجم معاملات رو افزایش میدید.
بعضی وقت ها دلیل مشخصی برای ورود ندارید.
تعداد معاملاتتون بیشتر شده، اما عملکرد خالص بهتر نشده.
وجود یک نشونه به تنهایی کافی نیست. مهم اینه که ببینید این رفتارها چقدر تکرار میشن و آیا با پلن معاملاتی شما هماهنگ هستن یا نه.
یک مثال کاربردی از اورتریدینگ
فرض کنید یک معامله گر با سرمایه ۵ هزار دلار، روز معاملاتی خودش رو شروع میکنه.
دو معامله اول رو طبق برنامه انجام میده و در مجموع ۱۵۰ دلار سود میکنه.
اما بعد از این سود، اعتماد به نفسش افزایش پیدا میکنه و بدون داشتن موقعیت معتبر، معاملات بیشتری باز میکنه.
نتیجه فرضی روز اینطوری میشه:
معامله
نتیجه
اول
۱۰۰ دلار سود
دوم
۵۰ دلار سود
سوم
۵۰ دلار ضرر
چهارم
۵۰ دلار ضرر
پنجم، با حجم بیشتر
۱۵۰ دلار ضرر
نتیجه نهایی
۱۰۰ دلار ضرر
این مثال نشون میده چطور یک روز سودده میتونه با چند تصمیم خارج از برنامه به روزی زیان ده تبدیل بشه.
نکته مهم اینه که ضرر کردن لزوما نشونه تصمیم اشتباه نیست و سود کردن هم همیشه به معنی تصمیم درست نیست.
ممکنه یک معامله کاملا اصولی به حد ضرر برسه، اما یک معامله عجولانه اتفاقی سود بده.
در روانشناسی ترید، باید علاوه بر نتیجه، کیفیت تصمیم و میزان پایبندی به برنامه رو هم بررسی کنیم.
این مثال فرضیه و به معامله واقعی مشخصی از تیم آکادمی مارول نسبت داده نمیشه.
چطور از اورتریدینگ جلوگیری کنیم؟ ۵ راهکار عملی
۱. قبل از ورود چک لیست داشته باشید
هر معامله باید با شرایط استراتژی شما هماهنگ باشه.
قبل از ورود از خودتون بپرسید: آیا دلیل مشخصی برای این معامله دارم؟ حد ضررم کجاست؟ اگر معامله قبلی ضرر نکرده بود، باز هم وارد این موقعیت میشدم؟
۲. برای معاملات و ضرر روزانه محدودیت تعیین کنید
تعداد معاملات و سقف ضرر باید بر اساس استراتژی و میزان ریسک قابل قبول مشخص بشه.
مثلا بعضی معامله گرها ممکنه محدودیت سه معامله در روز داشته باشن. این عدد یک قانون عمومی نیست و باید با شرایط هر استراتژی هماهنگ باشه.
۳. بعد از ضرر یا سود هیجانی فاصله بگیرید
اگر احساس میکنید تصمیم بعدی شما تحت تاثیر نتیجه معامله قبلیه، کمی از بازار فاصله بگیرید.
هدف اینه که معامله جدید بر اساس تحلیل انجام بشه، نه هیجان.
۴. ژورنال معاملاتی داشته باشید
دلیل ورود، نتیجه، میزان ریسک و احساس خودتون رو هنگام معامله ثبت کنید.
با بررسی معاملات قبلی ممکنه متوجه بشید بیشتر ورودهای خارج از برنامه شما بعد از ضرر متوالی یا هنگام انتشار اخبار اتفاق میفتن.
۵. کیفیت معاملات رو مهم تر از تعداد بدونید
به جای اینکه فقط تعداد معاملات یا سود روزانه رو بررسی کنید، میزان پایبندی به پلن، هزینه معاملات و نسبت ریسک به ریوارد رو هم بسنجید.
گاهی کمتر معامله کردن نشونه از دست دادن فرصت نیست؛ نشونه انتخاب دقیق تر موقعیت هاست.
چطور روانشناسی ترید رو اصولی یاد بگیریم؟
کنترل اورتریدینگ فقط با شناخت اشتباهات معاملاتی اتفاق نمیفته؛ باید یاد بگیریم چطور احساساتمون رو مدیریت کنیم و حتی توی شرایط پرتنش بازار به برنامه معاملاتی خودمون پایبند بمونیم.
در آکادمی مارول، روانشناسی ترید یکی از بخش های مهم آموزش معامله گریه. با استفاده از دوره های آموزشی آکادمی مارول میتونید در کنار تحلیل تکنیکال و مدیریت سرمایه، با اصول تصمیم گیری بهتر و کنترل رفتارهای هیجانی در معاملات آشنا بشید.
دوره های آموزشی آکادمی مارولآیا معامله زیاد همیشه اشتباهه؟
خیر. باید بین معامله گری فعال و اورتریدینگ تفاوت قائل بشیم.
یک معامله گر روزانه ممکنه با استراتژی مشخص، چندین معامله انجام بده و همچنان اصول مدیریت ریسک رو رعایت کنه.
اما معامله گری که بدون برنامه و فقط به دلیل هیجان وارد موقعیت میشه، حتی با تعداد معاملات کمتر هم ممکنه دچار اورتریدینگ باشه.
پژوهش معروف برد باربر و ترنس اودین درباره سرمایه گذاران بازار سهام آمریکا نشان داد که معاملات بسیار پرتکرار با عملکرد خالص ضعیف تر در گروه مورد بررسی همراه بوده است.
البته این مطالعه مستقیما درباره فارکس نیست، اما اهمیت هزینه معاملات و تاثیر رفتار معامله گر بر نتیجه رو نشون میده.
سوالات متداول درباره اورتریدینگ
اورتریدینگ به زبان ساده چیست؟
اورتریدینگ یعنی انجام معاملات بیش از ظرفیت استراتژی یا خارج از برنامه معاملاتی، معمولا تحت تاثیر هیجان، ترس یا تلاش برای جبران ضرر.
روزی چند معامله اورتریدینگ محسوب میشه؟
عدد ثابتی وجود نداره. تعداد مناسب معاملات به استراتژی، تایم فریم و میزان ریسک بستگی داره.
آیا اورتریدینگ فقط بعد از ضرر اتفاق میفته؟
خیر. گاهی بعد از چند معامله سودده، اعتماد به نفس بیش از حد باعث میشه معامله گر تعداد یا حجم معاملات رو افزایش بده.
بهترین راه جلوگیری از اورتریدینگ چیه؟
داشتن پلن مشخص، تعیین محدودیت ریسک، ثبت معاملات و بررسی رفتار احساسی از مهم ترین راهکارها هستن.
جمع بندی
اورتریدینگ فقط به معنی معامله زیاد نیست؛ بلکه زمانی اتفاق میفته که تعداد یا حجم معاملات از برنامه و توان مدیریت ریسک شما خارج بشه.
ترس از جا موندن، انتقام از بازار و اعتماد به نفس بیش از حد از دلایل رایج این رفتار هستن.
برای جلوگیری از اورتریدینگ، داشتن استراتژی مشخص کافی نیست؛ باید بتونید در شرایط هیجانی هم به قوانین خودتون پایبند بمونید.
یک معامله گر منظم قرار نیست از تمام حرکت های بازار سود بگیره؛ قرار است فقط موقعیت هایی رو انتخاب کنه که با برنامه اش هماهنگ هستن.
